تبلیغات
AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسان ss501+iranian fanclub - مطالب مرداد 1391

SS501 gifs

تاریخ:سه شنبه 31 مرداد 1391-01:18 ب.ظ

سلاااااااااااااااام

عکس های متحرک خوشگل از پسراااااا

خیلی خوشگلن

این بشر خودشم از اداهای خودش خندش میگیره

برای بقیش برید ادااااااااااامهههههه......


ادامه مطلب(MORE)

نوع مطلب : Gif 

والپیپر!

نویسنده :MaR!a♥ 마리암
تاریخ:شنبه 28 مرداد 1391-11:26 ب.ظ

سلامی دوباره
یه والپیپر درستیدم گفتم بذارم واستون
بفرمایید



تا اپ بعد بای بای


نوع مطلب : heo young saeng-prince 

یونگ سنگ!

نویسنده :MaR!a♥ 마리암
تاریخ:شنبه 28 مرداد 1391-03:33 ب.ظ

هللو مللو
خوبییییییییییییییید؟خوشییییییییید؟؟سلااااااااااااامتییییییییید؟؟؟
خب با یه سری عکس اومدم از اقا پرنسمونخودم درستشون کردم
بفرمایید












این گل هم از لبای یونگیتقدیم به شما(خودم)




امیدوارم خوشتون اومده باشه
بای مای تا هللو مللو


نوع مطلب : heo young saeng-prince  old pic 

مسابقه!!!!

نویسنده :MaR!a♥ 마리암
تاریخ:پنجشنبه 19 مرداد 1391-09:23 ب.ظ

با سلام خدمت دوستان عزیز

من مریم هستم 16ساله و قراره که فقط از پرنس گروه(یونگ سنگ) اپ کنم.

ولی واسه اولین اپم میخوام یه مسابقه بذارم

این مسابقه با هم فکری من و نارا جووون تهیه شده و اگه استقبال بشه ادامه پیدا میکنه!

(جایزه هم داره)

امیدوارم خوشتون بیاد!

خب یه توضیح ود مورد مسابقه!

این عکسایی که نارا جوون تو پست قبلی گذاشت!!

دقیقا همونه

یعنی ما 1عکس بهتون میدیم و شما هم باید خنده دارترین مکالمه رو واسش مینویسین و تو خصوصی واسمون میذارین!

به همین راحتی!!!

خب اینم عکس اول




خنده دار ترین جمله

بای بای



نوع مطلب : fan pic 

دابل اس وفرهنگ ایرانی(دانستنیهای جدید درمورد دابل اس)

تاریخ:چهارشنبه 18 مرداد 1391-04:40 ب.ظ

سلاااااااام من دوباره اومدمببخشید اگه پستای مسخره میزارم ایندفعه براتون یه چیز جالب آوردم فقط امیدوارم که تکراری براتون نباشه و همچنین امیدوارم خوشتون بیاد بفرمایییییییییین:


وقتی اس اس تو ایرانن و دارن با شما تو پارک قدم میزنن و دستشوییشون میگره و با یه دستشویی ایرانی مواجه میشن!!!!!!!!! 

 

هیون: در حالی که داره شاخ در میاره میاد بیرون و وقتی شما بهش میگید چی شده؟ میگه:اینجا چرا این شکلی بود؟

 

شما میگید: چه شکلی؟ میگه یه سوراخ عجیب اون جا بود که توش پر بود و بوی بدی هم داشت مشکوکههههههههههه ........

 

جونگی:میاد بیرون و به هیونگ که بغل شما وایستاده میگه :اااااااا هیونگ زشتهههههههههه چرا پوشکتو انداختی اون جا؟

 

وبعد به شما نگاه میکنه و میگه : بیا یه لطفی کن طرز استفاده ی اینو به من یاد بده

 

یونگی: بعد یه ساعت بر میگرده رو به شما میگه بهت گفتم wc رو نشونم بده چرا منو آوردی موزه؟ خب البته بد نبود یکی نشسته بود اونجا پول میگرفت منم یه پولی دادم و رفتم تو نمیدونی که واسه دیدن هر اثر باید کلی صف وایمیستا دی!!!

 

کیو: بعد کلی زمان میاد و میگه با هر بدبختی بود ازش استفاده کردم و وقتی شما میگید چرا اینقدر طولش دادی؟ میگه:

 

آخه کلی خاطره اون جا بود و هر کی هم پایین خاطرش اسمشو نوشته بود و نوشته بود شمام خاطرتو بنویس تا خودکار گیر بیارم طول کشید

 

هیونگ: هر چقدر وایمیستید نمیاد آخرش میبینید خلوته میرید دم در توالت و میگید چرا نمیای بیرون؟؟؟

 

اونم با بغض میگه : اینجا دستمال ندارههههههههههه!!!!!!!!!!!

اگه شما مست کنید و اس اس پیداتون کنن:

 

هیون:هیون میگه اه.....اه.....اه....بویه گند مشروب میدی مگه دختر هم اینقد مشروب میخوره؟.........هیییییییی دختر خودتو جمع کن اگه من نبودم میخواستی چیکار کنی؟

 

و بعد کولتون میکنه میبرتتون خونشو میندازتتون رو تخت و یه پتو بر میداره و میره تو پذیرایی میگیره میخوابه

 

یونگی:میاد جلو تر و وقتی که مطمئن شد خودتونین به رانندش میگه بیا کمکم کن ببریمش هتل و بعد تو هتل براتون یه اتاق میگیره و کلی غذا سفارش میده و یه یاداشت براتون میزاره و میره

 

جونگی:وقتی شما رو دید کلی میخنده و کولتون میکنه میبرتتون خونشو بعد خودش میره تو پذیرایی میخوابه و صبح از شما زود تر بلند میشه و وقتی که شما بیدار شدید میاد دم در اتاقو میگه اااااااا بیدار شدی؟ صبح بخیر و به خاطر دیشب ممنونم و بعد لبخند میزنه و میره آشپز خونه تا براتون صبحانه آماده کنه شما هم که در حال سکته این و دارین با خودتون فکر میکنین که دیشب چی شده و بعد که اومدین سر سفره جونگی قیافیه شما رو میبینه و میزنه زیر خنده و میگه شوخی کردم تا کسی نخواد باهام باشه بهش دست نمیزنم

 

کیو:حسابی عصبانی میشه و سرتون داد میکشه ولی بعد که میبینه شما نخیرررررر شما تو فضا سیر میکنید و اصلا نمیفهمید که داره چی میگه میبرتتون خونشون و به مامانش میگه یه سوپ توپ براتون درست کنه و مواظبتون باشه تا خودش بره کاراشو انجام بده و برگرده

 

هیونگ:حسابی نگرانتون میشه و کولتون میکنه میبرتتون خونشون و کی بومو از اتاق پرت میکنه بیرونو تا صبح با پارچ آب سرد میشینه کنار تخت تا مطمئن باشه که حالتون خوبه و به مامانش میگه براتون سوپ درست کنه

:اگه بچه های اس اس و با زور پدر جان یا مادرجان ببری مسجد

هیون:وقتی میبینه که شما دارید چا در میکنید میگه این پارچه هه چیه انداختی رو خودت؟ شبیح روح شدی بعدش که شما میرید تو قسمت زنونه دنبال شما میاد و بعد که صدایه خانوما در میاد و آقا میفهمه که کجا اومده خم میشه تو گوشتون میگه من بیرون مسجد منتظرتم تا نیم ساعت دیگه بیا بیرون و اگه یه ذره دیر کنی میکشمت و بعد بدون شنیدن جواب شما میره بیرون

 

یونگی:وقتی وارد مسجد میشه و میبینه زنا چا در کردن میگه تو هم باید از این پارچه ها بندازی رو سرت؟ و بعد از اینکه شما براش همه چیو توضیح دادی میره میشینه پیش پدر جان و یک کتاب درام گریه دار در میاره شروع میکنه به خوندن که گریش میگیره و بقیه ی اهل مسجدم که فکر میکنن به خاطر دعا ها و زیارت عاشورا داره گریه میکنه تحسینش میکنن

 

جونگی:وقتی میبینه شما دارید چا در میکنید میگه این چیه انداختی رو سرت؟ و بعد کلی مسخرتون میکنه و به شما نگاه میکنه و میگه اگه جرات داری مجبورم کن که اینو بندازم رو سرم وبعد به شما میگه یه لحظه هم ازم جدا نشو اینجا خیلی ترسناکه و وقتی بقیه ی مردا رو میبینه که دارن دم حوض وضو میگیرن میگه اینا تو خونشون حموم ندارن؟ چرا دارن اینجا آب میریزن رو خودشون و خودشونو تمیز میکنن

 

کیو:میشینه باهاتون در مورد اداب و روسوم ایرانی ها و مسجد حرف میزنه و بعد که همه چیو فهمید شمارو ول میکنه و میره پیش پدر جان و میشینه کنارش و هر کاری که اون انجام میده رو انجام میده

 

هیونگ:وقتی که میبینه شما دارید چادر میکنید چادرو از دستتون میکشه و میکنه سرش و به شما میگه بهم میاد؟ بعد که شما خندتون تموم شد و چادرو ازش گرفتید خواستین برین تو قسمت زنونه دست شما رو میکشه اون وقت مثل این بچه ها که دارن از مامانشون جدا میشن شما رو نگاه میکنه و میگه منو اینجا تنها نزار و شما هم دلتون نمیاد که تنهاش بزارین و پیشش میمونین

:اگه از اس اس بخوای که تو درسات کمکت کنن

هیون: اولش میگه به من چه و کلی کلاس میزاره وبعدش که دید شما نا امید شدید و دیگه التماسش نمیکنید میگه باشه بزار ببینم درست چیه؟

 

یونگی: قبول میکنه و موقع درس خوندن اونقد اصطلاحات و کلمه هایه پیچیده به کار میبره که شما هنگ میکنید و بدتر درستونو قاطی میکنیدو میشید یه علامت سوال مامانی .

 

جونگ مین: اگه بلد باشه قبول میکنه وخیلی واضح و روشن براتون توضیح میده و هی وسطا پارازیت میندازه و شوخی میکنه ولی اگه بلد نباشه کلی مسخرتون میکنه که این خیلی اسونه چرا بلد نیستی؟ بعد از خودش راه حل اختراع میکنه و هر چی بهش بگی این غلطه میگه مگه تو بلدی؟ که دستور میدی؟دختر خوبی باشو به حرف معلمت گوش کن و بعد میگه اصلا به من چه خودت هر کاری میخوای بکن

 

کیو: قبول میکنه و خیلی جدی میشینه بهتون یاد میده و باهاتون درس کار میکنه و هر دفعه که غلط حل کردید عصبانی میشه و دعواتون میکنه و تا بلد نشین ولتون نمیکنه

 

هیونگ: قبول میکنه و مثل ادم میشینه بهتون درس میده وهر سولی که غلط حل کنی حتی اگه هزار بارم که شده باشه با مهربونی بهتون توضیح میده و بعد تموم شدن درستون واستون جایزه یه بستنی خوشمزه میخره

 

 

:اگه واسه اس اس غذا ایرانی درست کنی

 

هیون:ساکت میشینه و سفررو بررسی میکنه و میگه توش تخم مرغ داره؟ بعد اینکه مطمئن شد که زیادی تند نیستو تخم مرغ نداره میگه تو برنجت کم آب ریختی و بعد چوب هایه غدا خوری و بر میذاره و با هزار بد بختی یه ذره غذا میزاره تو دهنش

 

یونگی: اول ازتون میپرسه که توش چیه؟ و بعد از سوالاش وای میسته که شما بخورید تا ببینه چه شکلی خورده میشه و بعد شروع میکنه به خوردنو آخرش کلی تشکر میکنه و ازتون تعریف میکنه

 

جونگی: کلی به برنجاتونو غذا هاتون میخنده و بعد شروع میکنه به حرفایه چندش اور زدن که ااااااااا این چرا این قد شبیهه دماغه ااااا این سوسکه تو غذات چیکار میکنه؟ وبعد اینکه شمارو از اشتها انداخت یه لبخند پیروزمندانه ای میزنه و میگه شوخی کردم ههههههههه و بعد میوفته به جون غذا ها

 

کیو: یه نگاهی به غذا ها میندازه و میگه:میخوای از بیرون غذا سفارش بدیم؟مهمون من ولی بعد که دید به شما بر خورده میگه نه بابا شوخی کردم و شروع میکنه به خوردن و آخرشم کلی ازتون تعریف میکنه

 

هیونگ: کلی جو زده میشه که شما براش غذا درست کردید و موقع اومدن به خونتون یه شراب خیلی گرون میگیره و یه دسته گل خوشمل و بعد از غذا هم میگه:ممنون تا حالا غذا به این خوشمزگی نخورده بودم

 

حالا اگه عشقم هیون این نوشته هارو بخونهنیشخند


منبع:دانلود موزیک ویدئوهادابل اس

خب امیدوارم خوشتون اومده باشه تا آپ بعدی





ژست جونگی1

نویسنده :.:♥ASAL♥:.
تاریخ:سه شنبه 17 مرداد 1391-10:13 ب.ظ

سلاااام به همه ی دوستای گلم

من عسلم یکی از نویسنده های این فن کلاپ

من16سالمه و سوم تجربی رو میخونم

تو این فن من براتون از جونگ مین اوپا آپ میکنم

درخواستی اگه داشتید حتما بهم بگید

به عنوان پست اولم ژست عکس گرفتن جونگی رو براتون میزارم

1z3w5t6wpfqlsdcdcsm7.jpg


بدو برو بقیه رو ببین

نوع مطلب : biography  park jung min-charisma  old pic 

عکسای جالب دابل اسی که خودم طراحی کردم

تاریخ:دوشنبه 16 مرداد 1391-01:26 ب.ظ

سلااااااااااااااااام من دوباره اومدم دیدم کسی آپ نمیکنه گفتم من آپ کنم دورهم باشیم

امروز براتون یه عکسایی آوردم که خودم روش مطلب گذاشتم و درستشون کردم برین ببینین میفهمین فقط امیدوارم خوشتون بیاد












خب دیگه تمومید امیدوارم خوشتون اومده باشه و حالا میرسیم به کلیپا
من تصمیم گرفتم هردفعه که آپ میکنم آخرش یه کلیپ جالب از دابلم بزارم ولی امروز دوتا آوردم
من چون خودم این دوتارو خیلی دوس دارمو خیلی هم سرشون خندیدم واسه همین تو همه وبلاگا میزارم اولیش همونیه که شلوار جونگ مین به خاطر پریدنش پاره میشه دومیشم ادامه همین کلیپه الهی بمیرم واسه جونگ مینم ظاهرا شلوار پیدا نکردن کتشو دادنخودتون ببینین



بچه ها ببخشید اگه مسخره یا تکراری بود
راستی یکی بهم بگه چطوری سایزعکسارو درست کنمو اگه احتمالا جایی مشکل داشت بهم بگین تا درستش کنم
تا آپ بعد



عکس دابل اسی

تاریخ:یکشنبه 15 مرداد 1391-05:22 ب.ظ

سلاااااااااااام  خوبین؟خب بزارین اول خودمو معرفی کنم: 

من نارا هستم و فک کنم بعضیا منو بشناسم طبق برنامه ای که بین بچه ها ریختیم من از همه دابل اس آپ میکنم یعنی هرچی میزارم پنج تاییه نه تکی و از کل دابل اس عکسو کلیپو فیلمو آهنگو اینجور چیزا میزارم و اگرم کسی درخواستی داشت حتما بهم بگه تا براش بزارم
خب چون من تاحالا بامیهن کارنکردم زیاد باهاش آشنا نیستمواسه همین امروز فقط عکس میزارم ایشالله تو آپای بعدیم فیلمو کلیپم میزارم خب امیدوارم خوشتون بیاد امروز عکسای کاریکاتوری ازشون میزارم:
اول اینو داشته باشین:

و حالا بقیه:

















خب دیگه تمومید امیدوارم خوشتون اومده باشه ببخشید اگه مسخره بود یا اگه مشکلی داشت چون من هنوز زیاد آشنایی ندارم

تا آپ بعدیم بابای



مطلب رمز دار : نویسنده ها بخونن!

نویسنده :MaR!a♥ 마리암
تاریخ:شنبه 14 مرداد 1391-04:38 ب.ظ

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.